تبليغاتX
مراقبه های اشو ... مع الخلق الی الحق - 103

مراقبه های اشو ... مع الخلق الی الحق

شش جهت است این وطن، قبله در او یکی مجو ... بی وطنی است قبله گه، در عدم آشیانه کن

103

 

مراقبه 10/4/:

روز:

  عبادت واقعي هيچ ارتباطي با زبان ندارد، زيرا خدا هيچ زباني را نمي شناسد. سه هزار زبان مختلف در دنيا وجود دارد و بنا به گفته دانشمندان، در هستي پنجاه هزار زمين موجود است كه در آن حيات جاري است. تصور كن كه اگر خدا مجبور باشد از اين همه زبان سر درآورد، چقدر آشفته خواهد شد. خدا تنها يك زبان را مي فهمد. نام اين زبان سكوت است و سكوت نه انگليسي است، نه آلماني، نه فرانسوي. هركس سكوت پيشه كند ديگر به هيچ مليت، هيچ گروه زباني، هيچ نژاد و مذهبي تعلق ندارد. سكوت هيچ مرزي نمي شناسد، بي حد و مرز است. و در سكوت بودن،‌عين عبادت كردن است. سكوت ساخته دست انسان نيست،‌ موهبت الهي است. هرگاه در سكوت به سر بري با خدا تماس مي يابي.

شب:

  چون بيدار شوي، زندگي كاملا متفاوتي را در پيش خواهي گرفت. اگرچه زندگي ات همچنان مثل گذشته است اما تو ديگرهمان آدم گذشته نيستي. سبك و سياق تو متفاوت است. خودآگاهانه تر زندگي مي كني. ديگر در تاريكي كورمال كورمال راه نمي روي. از راه قلب زندگي مي كني نه از راه سر. زندگي ات سرشار از عشق‌، عاطفه و رقص و آواز مي شود. بزم شادي برپا مي كني. و ناگفته پيداست كه هركس نزد تو مي آيد تحت تاثير قرار مي گيرد. اين حالت مسري است. همچون آتش است. آتشي مهار ناپذير كه پيوسته گسترش مي يابد.

103

كشيدن راه

  هرگاه در زندگي پيشرفتي داشته ايد،‌ بكوشيد فضاي آنرا زنده كنيد. ساكت بنشينيد و آن خاطره را به ياد آوريد. فقط آنرا در ذهن به ياد نياوريد، بلكه آنرا زنده كنيد. سعي كنيد همان احساساتي را كه در هنگام كسب پيشرفت داشتيد، به ياد آوريد. بگذاريد امواج آن موقعيت، ‌شما را احاطه كند. به همان فضا برگرديد و اجازه دهيد آن حالت،‌ دوباره اتفاق بيفتد.  شناختهاي ارزشمندي دست خواهد داد،‌ اما لازم است آنها را تكميل كنيد. و گرنه فقط  در حد خاطرات خواهد ماند و شما ارتباط  با آنها را از دست خواهيد داد و ديگر قادر نخواهيد بود وارد همان دنيا شويد. آنگاه يك روز مي رسد كه ديگر آنها را باور نخواهيد داشت. شايد فكر كنيد كه آن پيشرفت و موقعيت،‌ فقط يك خيال بوده و خاطره آن، نوعي هيپنوتيزم يا حقه بازي ذهن است. اينگونه است كه بشريت،‌ تجارب زيباي زيادي را از ياد برده است. هركس در زندگي به فضاهاي زيبا مي رسد،‌ اما ما هرگز نمي كوشيم راه به آن فضاها باز كنيم تا مثل غذا خوردن، راه رفتن و خوابيدن طبيعي شوند و هرگاه كه چشم مي بنديم، بتوانيم در آن فضا باشيم.

1جولای

  As you become more and more sensitive, more and more sensuous, you will see more and more beauty around. The deeper your insight, the greater the beauty and when you see this whole existence as a tremendous dance, a celebration, you are liberated by it. It is celebration that liberates, it is love that liberates, it is beauty that liberates, it is beauty that liberates – it is not metaphysics or philosophy.

  هر قدر حساس تر و حساس تر می شوی – پراحساس تر و پراحساس تر – زیبایی بیشتر و بیشتری را پیرامون خود خواهی دید. بصیرت تو هرقدر ژرف تر باشد، این زیبایی عظیم تر است. و وقتی تو کل هستی را به شکل رقصی باشکوه، یک جشن، می بینی؛ به این وسیله آزاد می شوی. این جشن است که آزادی می بخشد، عشق است که آزادی می بخشد، این زیبایی است که آزادی می بخشد، نه علوم مابعدالطبیعه یا فلسفه.

+ گردآوری، تنظیم و تایپ از آثار استاد اشوی عزیز در تاریخ  چهارشنبه دهم تیر 1388   توسط توحید   |