101
مراقبه 8/4/:
روز:
سفر از عشق آغاز مي شود و در نور يا روشني به پايان مي رسد و عبادت پلي ميان اين دوست. سفر از ناداني به خردمندي چيزي نيست جز سفر عبادت. عبادت يعني « من چنان كوچك هستم كه اگر كل به من كمك نكند هيچ كاري از دستم برنمي آيد. » عبادت، واگذاشتن « خود » به دست هستي است. تسليم و واگذاري نه از روي نااميدي، بلكه با درك و فهمي عميق. موجي كوچك چگونه ميتواند برخلاف دريا حركت كند؟ هرگونه تلاشش بيهوده خواهد بود. اما اين همان كاري است كه كل بشريت مشغول انجام آن است. ما در درياي پهناور آگاهي امواجي كوچك هستيم. مي تواني اين درياي آگاهي را خدا بنامي. مي تواني حقيقت، روشني، نيروانا، دارما بنامي اش. همه اينها به اين نكته اشاره دارند كه ما جزيي از درياي بيكران هستيم. اما ما امواجي بسيار كوچك هستيم. نمي توانيم از خود اراده داشته باشيم و سرنوشتي براي خود رقم بزنيم. ميل و آرزوي اراده داشتن و دست يافتن به چيزي از روي خواست و اراده سبب اصلي بدبختي هاست. عبادت يعني اينكه تو با آگاهي از بيهودگي اراده انساني خودت را به دست اراده الهي واگذاري و بگويي « خواست، خواست توست. » اين فقط در صورتي ممكن است كه عشقي عظيم به هستي وجود داشته باشد. سفر از عشق آغاز مي شود و در روشني پايان مي پذيرد و ميانه سفر را عبادت، رهايي و آرامش ژرف تشكيل مي دهد.
شب:
بايد در ژرفاي وجودت آگاه باشي كه زندگي موهبتي است بسيار ارزشمند. هر لحظه آن، چنان گرانبهاست كه نبايد هدرش دهي. زندگي فرصتي است بزرگ براي رشد يافتن. تو نبايد خودت را مشغول جمع آوري سنگهاي رنگين و گوش ماهي هاي كنار ساحل كني. كارهاي مهم تري را بايد انجام دهي. كارهايي با معناتر. بايد به درون بنگري. نبايد فقط به امور بيرون مشغول شوي، زيرا اين كار، تلف كردن لحظه هاي زندگي است. بايد شروع به كاويدن درون كني. بايد ژرف و ژرف تر به درون آگاهي ات نفوذ كني تا كانون وجودت را احساس كني. همين كه كانون وجودت را احساس كردي، پاسخ تمام پرسشها را مي يابي. تمام معماها حل مي شوند. مي تواني وراي همه چيز را ببيني و در آن لحظه است كه مي فهمي هستي چقدر به ما بخشيده و ما چقدر نسبت به آن ناسپاس و قدر نشناس بوده ايم. شكرگزار بودن لازمه اصلي زندگي ديني است. از شكرگزاري است كه عبادت برمي خيزد. از شكرگزاري است كه عشق، جذابيت و برازندگي برمي خيزد. اما تو تنها زماني مي تواني احساس شكرگزاري كني كه ارزش زندگي، ارزش فراوان زندگي، ارزش تخمين ناپذير زندگي را احساس كني.
101
آگاهي يافتن
نخستين قدم براي يافتن آگاهي، آن است كه به جسم خود توجه كنيم. وقتي از جسم خود آگاه شديم، معجزه اي روي مي دهد. خيلي از كارهايي كه عادت داشتيم انجام دهيم، به سادگي ناپديد مي شوند. جسم آسوده تر مي شود و از تعادل بيشتري برخوردار مي گردد. با توجه كردن به جسم آرامش عميقي در جسم تان جاري مي شود. آنگاه نسبت به افكارتان آگاه مي شويد. افكار ظريف تر و البته خطرناك تر از جسم هستند و وقتي از افكارتان آگاه شويد، از آنچه در درونتان روي مي دهد، شگفت زده خواهيد شد. اگر هرچه را كه در هر لحظه روي مي دهد روي كاغذ بنويسيد، حيرت خواهيد كرد. فقط ده دقيقه افكارتان را بنويسيد. بعد از خواندن آنها، كاغذ را از بين ببريد تا كسي نتواند آنها را بخواند. هنگام نوشتن آفكارتان را ويرايش نكنيد. از خواندن آنچه در ذهن تان هست، سخت متعجب خواهيد شد.
29جون
Science now needs great mediators, otherwise this earth is doomed. Science now needs people who can use their minds, who are masters of their being, who can use science in a conscious way. Otherwise we are on the verge of committing universal suicide.
اکنون علم به مراقبه گران بزرگی نیاز دارد، و گرنه این کره خاکی محکوم به نابودی است. اینک علم به افرادی احتیاج دارد که بتوانند اذهان خود را به کار گیرند، کسانیکه مالک وجود خویش اند، کسانیکه قادرند علم را به شیوه ای خودآگاهانه به کار گیرند. در غیر اینصورت ما در مرز یک خودکشی جهانی به سر می بریم.