تبليغاتX
مراقبه های اشو ... مع الخلق الی الحق - 97

مراقبه های اشو ... مع الخلق الی الحق

شش جهت است این وطن، قبله در او یکی مجو ... بی وطنی است قبله گه، در عدم آشیانه کن

97

 

مراقبه 4/4/:

روز:

  عبادت مردم ازروي بدبختي اشان است. مردم به اين دليل عبادت مي كنند كه بدبخت هستند و گمان مي كنند از راه عبادت مي توانند از بدبختي نجات يابند. اين نوع عبادت فقط  مي تواند آنان را تسلي دهد اما نمي تواند به آنان كمك كند تا از بدبختي نجات يابند. آنان با بدختي خود انس خواهند گرفت و اين بسيار خطرناك است. به همين دليل است كه در شرق مردم را مي بيني در انواع بدبختي ها به سر مي برند بدون اينكه عصيان كنند، بدون اينكه هيچگونه تلاشي براي بهبود زندگي اشان انجام دهند. و اين را به ديندار بودن نسبت مي دهند! آنان به همه چيز خو گرفته اند و كاملا فراموش كرده اند كه زندگي مي تواند چيزي متفاوت باشد. زندگي اشان را همانگونه كه هست پذيرفته اند. اين وضعيت خوب نيست. جلوي تحول را مي گيرد. از اين رو من عبادت را هيچگاه در زمان بدبختي توصيه نمي كنم. عبادت تنها بايد زماني باشد كه تو شادمان هستي. آنگاه كه مي تواني آواز بخواني و به رقص درآيي و خوش و خرم باشي. پس عبادت جهش بزرگي به سوي ناشناخته است، زيرا به تو كمك مي كند به هستي اعتماد كني. عبادت همان اعتماد است. عشق بازي با كل است. عشق بازي با درختان، ستارگان ، كوهها و هرچه كه هست.

شب:

  ما بذر هستيم اما اگر بذر بميريم ناكام خواهيم مرد. بايد تبديل به گل شويم و رايحه دلنوازمان را بپراكنيم. فقط در اينصورت كامروا مي شويم. يك درخت آنگاه به كامروايي مي رسد كه شكوفا شود. آنگاه كه بهار از راه مي رسد و درخت، وجود خود را به رنگهاي زيبا، بوهاي دلنواز، نشاط و طراوت مي شكوفاند. آنگاه كه درخت در باد و خورشيد به رقص در آيد به كامروايي مي رسد. فراز تو بلند تر از هيماليا و ژرفاي تو ژرف تر از اقيانوس آرام است. و آنگاه كه از فراز و ژرفاي خود آگاه شوي، زندگي ات سراسر شكرگزاري مي شود. هستي چيزهاي زيادي به  تو بخشيده است. هستي تمام آفرينشهاي خود را در وجود تو نهاده و تو را بسيار ثروتمند ساخته است- ثروتي بي پايان... و ما همچنان بسان گدايان زندگي مي كنيم. راه رهروي به تو نشان مي دهد كه تو نه يك گدا، بلكه يك پادشاهي.

97

عشق ورزيدن

  عشق را بايد گرامي داشت. آنرا ذره ذره بچشيد تا تمام وجودتان را اشباع كند و چنان شما را به تسخير در آورد كه ديگر وجودتان محو شود. به اين ترتيب، ديگر عشق نمي ورزيد، ‌بلكه خود عشق مي شويد. عشق مي تواند در پيرامون شما به انرژي عظيم تري تبديل شود. عشق مي تواند شما و فردي را كه دوستش داريد، چنان در بر گيرد كه غرق تان كند. البته براي اين منظور بايد منتظر شويد. منتظر لحظه شويد و در اينصورت، هنر آنرا فرا مي گيريد. اجازه دهيد انرژي عشق ذخيره شود و به خودي خود اتفاق افتد. به تدريج آگاه خواهيد شد كه اين لحظه ها چه زماني پيش مي آيند. نشانه هاي آنرا خواهيد ديد و ديگر مشكلي وجود نخواهد داشت. اگر لحظه هاي عشق ورزيدن به طور طبيعي پيش نيايند، آنگاه منتظر شويد. عجله نكنيد. ذهنيت غربي پيوسته عجله دارد؛ حتي در عشق ورزيدن و اين گرايشي كاملا خطاست. شما نمي توانيد عشق را دستكاري كنيد. وقتي كه بايد اتفاق مي افتد. اگر اتفاق نيفتد، نبايد نگران شد. از آن براي نفس بازيچه نسازيد. اين كار هم در ذهنيت غربي رايج است. ذهنيت غربي تصور مي كند كه در هر حال بايد دست به عمل بزند. در غير اينصورت، ‌انساني كامل نيست. اين باور احمقانه است. عشق ماورايي است. نمي توان آنرا اجرا كرد. آنهايي كه چنين تلاشي كرده اند، تمام زيبايي عشق را از دست داده اند.

25جون

  An authentically religious man belongs to no religion and belongs to no nation and to no race and to no color. He belongs to the whole humanity. All the nations are his.

  متدین واقعی به هیچ مذهبی، به هیچ ملتی، به هیچ نژادی و به هیچ رنگی تعلق ندارد. او به کل انسانیت تعلق دارد. همه ملتها مال او هستند.

+ گردآوری، تنظیم و تایپ از آثار استاد اشوی عزیز در تاریخ  پنجشنبه چهارم تیر 1388   توسط توحید   |