155
مراقبه 31/5/:
روز:
آنگاه كه شروع به جست و جوي خود كني، زندگي ات مقدس و معنوي مي شود. اين جست و جو آغازگر دگرگوني توست. و جست و جو هرقدر مشتاقانه تر باشد، دگرگوني سريع تر رخ خواهد داد. اين جست و جو را بيشتر كن. آنرا همه جانبه كن. يكي از رازهاي بنيادين زندگي و هستي اين است: تو فقط زماني زندگي مي كني كه داراي چيزي باشي كه حتي حاضر باشي زندگي ات را فداي آن كني. زندگي فقط زماني آغاز مي شود كه تو چيزي بيشتر، فراتر، بزرگ تر و مقدس تر از زندگي، در زندگي خود داشته باشي. آنگاه كه خود زندگي وسيله اي براي رسيدن به هدفي برتر شود، زندگي ات مفهوم مي يابد. و فقط در اين مفهوم يافتن است كه معنا، ارزش و نشاط هست.
شب:
قانون هستي اين است كه حقيقت را نمي توان تسخير كرد، بلكه مي توان دعوتش كرد. تو بايد ميزبان معماي نهايي شوي. اين همان چيزي است كه مراقبه و اتصال نامیده می شود: مراقبه تو را از تمام چيزهاي اضافي خالي مي كند. تو را كاملا خالي مي كند تا بتواني جادار، پذيرا، حساس، نفوذپذير و قابل دسترسي باشي. تمام اين كيفيتها تو را به دعوت كننده اي مشتاق تبديل مي كنند- دعوتي براي ناشناخته. دعوتي براي بي نام و نشان. دعوتي براي چيزي كه زندگي تو را يك كامجويي مي كند. چيزي كه بدون آن زندگي به رياضتي كاملا بيهوده تبديل مي شود.اما تو نمي تواني بيش از اين كاري انجام دهي: فقط دعوت و انتظار.اين چيزي است كه من عبادت مي نامم اش: دعوت و انتظار با اعتماد كامل به اين كه يار خواهد آمد. و يار حتما خواهد آمد. هميشه آمده است! اين قانون نهايي هستي است.
155
با رویا هایتان دوست باشید
رویاها پیامی از ضمیر ناخودآگاه هستند. ناخودآگاه پیامی برای شما دارد و سعی می کند پلی برای ذهن و خودآگاهتان بسازد.برای درک رویاها لازم نیست آنها را تفسیر کنید، زیرا با تجزیه و تحلیل رویاها، دوباره ذهن خودآگاه غالب می شود و می کوشد معانی ای را به رویاها تحمیل کند که به ضمیر ناخودآگاه متعلق نیستند. ناخودآگاه زبانی شاعرانه به کار می برد. معنا بسیار ظریف است و نمی توان با تجزیه و تحلیل آنرا یافت. فقط در صورتیکه زبان رویاها را بیاموزید، می توانی به معنای رویاها دست یابید. پس نخستین قدم دوست شدن با رویاهاست.وقتی رویایی دارید که به نظرتان مهم می سد- حتی رویایی خشن یا کابوس- وقتی حس می کنید که پیام مهمی وجود دارد، صبح و یا حتی در نیمه شب، قبل از آنکه رویا را فراموش کنید، در رختخواب خود بنشینید و چشمهایتان را ببندید. با رویایتان دوست باشید. به رویایتان بگویید: « من با تو هستم و آماده ام که نزد تو بیایم. هرجا که می خواهی، مرا ببر. من در دسترس تو هستم. » تسلیم رویا شوید. چشمانتان را ببندید و با آن حرکت کنید. از آن لذت ببرید. اجازه دهید رویایتان شکفته شود. از دیدن گنجینه ای که یک رویا پنهان کرده است، شگفت زده خواهید شد و می بینید که این گنج، همچنان شکفته می شود.
